اگر مورد توهین قرار گرفتید...

 

یکی از جرایم تعزیری در حقوق موضوعه ایران توهین است. در جرم توهین باید ابتدا دید كه منظور از این رفتار مجرمانه چیست. همچنین باید خاطر نشان ساخت كه رفتار توهین آمیز میتواند به صورت شفاهی یا كتبی یا عملی بروز پیدا كند .

 

 

بعد از فهم معنای رفتار توهین آمیز٬ شایسته است انواع رفتارهای از این دست بیان شود. توهین عبارت است از رفتاری اعم از گفته یا نوشته یا هر فعلى كه با توجه به شخصیت مخاطب آن توهین باعث سلب و هتك حیثیت و حرمت شخص به طور معمول شود. اعم از اینكه توهین گفته شده منتسب به مخاطب باشد یا خیر. به عبارت دیگر توهین اعم از این است كه الفاظ آن جزو صفات واقعى شخص باشد یا خیر مصداق بارز توهین فحاشى به شخص به طور لفظى است. با این حال ممكن است شخصى به طور كتبى به دیگری الفاظى ركیك را نسبت داده باشد كه البته این امر به اثبات جرم توهین بیش از پیش كمك خواهد كرد.همانطور كه در ابتدا گفته شد رفتار توهین آمیز حتى ممكن است به شكل یك فعل باشد مثلا شخصى با ادا درآوردن و نشان دادن رفتارهایى از خود، عملا به شخص دیگری توهین كند. نكته دیگر این است كه اصولا جرایم به دو دسته جرایم مقید و مطلق قابل تقسیم هستند. جرم مطلق عبارت از جرائمی هستند كه نیازی به نتیجه مجرمانه ندارند و توهین مصداقى از این دست جرایم است یعنى صرف اظهار الفاظ یا اعمال توهین آمیز منجر به وقوع چنین جرمى خواهد شد. اعم از اینكه واقعا حیثیت مخاطب لكه دار شده یا نشده باشد. در مقابل بسیاری از جرایم محقق نشود مگر اینكه قانونا نتیجه ای از آن جرم حاصل شده باشد به عنوان مثال جرم قتل نمونه بارز جرایم مقید است یعنى جرم قتل عمدی مقید به نتیجه مجرمانه مرگ قربانى جرم است.

 

جرم توهین دارای اقسامی است

 

توهین ساده عبارت است از اهانتی که با وجود دارا بودن وصف مجرمانه از هیچ کیفیت مشدده ای برخوردار نیست. این جرم در ماده 608 بخش تعزیرات قانون مجازات اسلامی مصوب 1375 پیش بینی شده است که مقرر میدارد: «توهین به افراد از قبیل فحاشی و استعمال الفاظ رکیک، چنانچه موجب حد قذف نباشد، به مجازات شلاق تا 74 ضربه و یا پنجاه هزار تا یک میلیون ریال جزای نقدی خواهد بود.»

توهین مشدد نیز مواردی است که قانونگذار به دلیل مشخصی، برای مرتکب مجازات بیشتری تعیین کرده است مثل توهین مشدد به اعتبار مقام و شخصیت کسی که مورد اهانت قرار گرفته است.

 

 

گاهی توهین به اعتبار نحوه ارتکاب جرم، مشدد می شود مانند ماده 700 قانون فوق که مقرر داشته هر کس با نظم یا نثر به صورت کتبی یا شفاهی کسی را هجو کند یا هجویه منتشر کند به حبس از یک تا شش ماه محکوم می شود

 

اهانت به حضرت امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری در ماده 514 این قانون یا توهین به رؤسای سه قوه یا معاونان رییس جمهوری یا وزرا یا یکی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی یا نمایندگان مجلس خبرگان یا اعضای شورای نگهبان یا قضات که در ماده 609 قانون مجازات اسلامی مصوب 1375 آمده است، از مصادیق توهین مشدد است. همچنین گاهی توهین به اعتبار نحوه ارتکاب جرم، مشدد می شود مانند ماده 700 قانون فوق که مقرر داشته هر کس با نظم یا نثر به صورت کتبی یا شفاهی کسی را هجو کند یا هجویه منتشر کند به حبس از یک تا شش ماه محکوم می شود. گاه در قوانین مختلف توهین به برخی صاحبان حرفه ها و مشاغل خاص جرم شناخته شده است. برای مثال در ماده 20 لایحه قانونی استقلال کانون وکلای دادگستری، برای توهین به وکیل دادگستری در حین انجام وظیفه وکالتی یا به سبب آن مجازات حبس از پانزده روز تا سه ماه تعیین شده است.اما نحوه رسیدگی به جرم توهین چگونه است؟

 

آغاز اختلاف

 

در پرونده حاضر، شخصی به نام حسن... شکایتی را علیه فردی به هویت علی... در دادسرای عمومی و انقلاب محل وقوع جرم مطرح کرده است. شاکی پرونده به اتهام توهین و به کار بردن الفاظ رکیک علی مشتکی عنه شکایتی را تقدیم مرجع تعقیب کرده است. شاکی دعوا در شکواییه خود بیان کرده است که متهم دعوا بنا به مشکلات قبلی خانوادگی شاکی را در خیابان مشاهده و بابت اختلافات سابق به وی توهین و فحاشی کرده است. شاکی ادامه می دهد که با توجه به این که با اقدامات زشت متهم، حیثیت و شرافت خانوادگی وی پایمال شده است، به استناد قانون مجازات اسلامی تقاضای صدور حکم به محکومیت کیفری مشتکی عنه را به اتهام توهین و استفاده از الفاظ رکیک دارد.

 

تعقیب در دادسرا

 

شکواییه آقای حسن... به دادسرای عمومی و انقلاب حوزه ارتکابی جرم تقدیم می شود. پرونده اخیر پس از به ثبت رسیدن توسط معاونت ارجاع، به یکی از شعب از شعبه های بازپرسی دادسرا ارسال می شود. دفتردار پس از وصول شکواییه آن را ثبت و پرونده را برای ملاحظه محتویات آن نزد بازپرس محترم پرونده ارسال می کند. بازپرس پرونده نیز پس از بررسی محتویات پرونده طرح شده، دستور احضار دو طرف دعوای کیفری را به دفتردار خود می دهد. در ادامه احضاریه توسط مدیر دفتر شعبه بازپرسی تنظیم و برای دو طرف دعوای کیفری ارسال می شود. در روز رسیدگی در شعبه بازپرسی هر دو طرف دعوای کیفری حضور پیدا می کنند و شاکی پرونده شکایت مندرج در شکواییه خود را مجددا مطرح می کند. در مقابل، متهم نیز ارتکاب جرم توهین را از سوی خود نسبت به شاکی پرونده انکار می کند اماشاکی دعوا شاهدی را برای اثبات موضوع مجرمانه در جلسه رسیدگی دادسرا حاضر می کند. متهم پرونده نیز در دفاع با ذکر اینکه شاهد پرونده از شاگردهای مغازه شاکی است، وی را «جرح» می کند.

قبل از پرداختن به ادامه ماجرا باید اصطلاح جرح توضیح داده شود. جرح شاهد عبارت است از فقدان شرایط قانونی شاهد برای صلاحیت داشتن نسبت به ادای شهادت در مرجع قضایی. قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب سال 1378 در خصوص شرایط لازم برای شهادت شهود مقرر کرده است: «در مواردی که قاضی به شهادت شاهد به عنوان دلیل شرعی استناد می کند، لازم است شاهد دارای شرایط زیر باشد:

1- بلوغ. 2- عقل. 3- ایمان. 4- طهارت مولد. 5- عدالت. 6 - عدم وجود انتفاع شخصی برای شاهد یا رفع ضرر از وی. 7- عدم وجود دشمنی دنیوی بین شاهد و طرفین دعوا. 8- عدم اشتغال به تکدی گری ولگردی. تبصره 1- در مورد عداوت دنیوی. چنانچه شهادت شاهد به نفع طرف باشد پذیرفته می شود. تبصره 2- در حقوق الناس شهادت در صورتی پذیرفته خواهد بود که به دستور دادگاه صورت گیرد. تبصره 3- کسی که سابقه فسق یا اشتهار به فساد دارد، چنانچه به منظور ادای شهادت توبه کند تا احراز تغییر در اعمال او و اطمینان از صلاحیت و عدالت وی شهادتش پذیرفته نمی شود».

 

 

تفاوت توهین با افترا آن است که افترا نسبت دادن صریح عمل مجرمانه به غیر و متضمن اسناد و اخبار است اما در توهین، مرتکب قصد انشا و هتک حرمت دارد

 

به دلیل این ایراد شاکی، در نهایت بازپرس پرونده دلیل دیگری برای وقوع جرم از ناحیه مشتکی عنه نمی یابد و قرار منع تعقیب در پرونده فوق صادر می کند. در ادامه مدیر دفتر دادگاه پرونده را همراه با قرار منع تعقیب صادرشده از سوی بازپرس محترم پرونده برای تایید یا رد این نظر، به بخش دادیاری ارسال می کند. در ادامه دادیار اظهارنظر با بررسی محتویات پرونده و با توجه به فقدان دلیل کافی برای تعقیب متهم، با قرار منع تعقیب صادرشده از سوی بازپرس پرونده موافقت می کند و پرونده به شعبه بازپرسی بازگردانده می شود. پس از آن دفتردار شعبه بازپرسی قرار صادر و تایید شده منع تعقیب را برای شاکی و مشتکی عنه ارسال می کند.

شاکی پرونده از قرار صادره به دادگاه کیفری شکایت می کند. با ارسال پرونده به مجتمع قضایی، پرونده از سوی معاونت ارجاع به یکی از شعب دادگاه های کیفری ارسال می شود. قاضی دادگاه کیفری نیز پرونده را مطالعه می کند و دستور تعیین وقت جلسه رسیدگی را به دفتردار خود می دهد. زمان رسیدگی به شاکی و مشتکی عنه در قالب یک اخطاریه ارسال می شود. در روز جلسه رسیدگی هر دو نفر شاکی و مشتکی عنه در جلسه رسیدگی دادگاه حاضر می شوند. شاکی باز هم هیچ گونه دلیل و مدرکی مبنی بر اثبات ارتکاب عمل مجرمانه توهین و فحاشی از ناحیه مشتکی عنه به دادگاه محترم کیفری ارایه نمی کند.

 

رای دادگاه

 

در نهایت دادگاه کیفری ضمن ختم رسیدگی به پرونده فوق، رای خود را اعلام می کند.

 

تفاوت توهین و افترا

 

تفاوت توهین با افترا آن است که افترا نسبت دادن صریح عمل مجرمانه به غیر و متضمن اسناد و اخبار است اما در توهین، مرتکب قصد انشا و هتک حرمت دارد. پس اگر شخص به قصد انشا و هتک حرمت مثلا به کسى بگوید: «دزد»، مفتری محسوب نمى شود؛ زیرا منظور اسناددهنده توهین و تحقیر طرف اسناد بوده است ، نه اینکه در واقع او را به ارتکاب عمل دزدی متهم کند؛ همچنین است دادن نسبت های کلى و غیرصریح مانند جانى ، یا فاسق که فاقد صراحت کافى است و به نوع جرم منتسب اشاره ندارد. الته این اعمال ممکن است از مصادیق توهین محسوب شوند. نکته دیگر، ضرورت جرم بودن عمل انتسابى برای تحقق افتراست. در واقع، برای تحقق افترا، عمل اسناد داده شده باید فعل یا ترک فعلى باشد که در زمان اسناد در قانون ممنوع بوده و برای آن مجازات تعیین شده باشد، حال آنکه در توهین این گونه نیست.

اگر مورد توهین قرار گرفتید...

 

یکی از جرایم تعزیری در حقوق موضوعه ایران توهین است. در جرم توهین باید ابتدا دید كه منظور از این رفتار مجرمانه چیست. همچنین باید خاطر نشان ساخت كه رفتار توهین آمیز میتواند به صورت شفاهی یا كتبی یا عملی بروز پیدا كند .

 

 

بعد از فهم معنای رفتار توهین آمیز٬ شایسته است انواع رفتارهای از این دست بیان شود. توهین عبارت است از رفتاری اعم از گفته یا نوشته یا هر فعلى كه با توجه به شخصیت مخاطب آن توهین باعث سلب و هتك حیثیت و حرمت شخص به طور معمول شود. اعم از اینكه توهین گفته شده منتسب به مخاطب باشد یا خیر. به عبارت دیگر توهین اعم از این است كه الفاظ آن جزو صفات واقعى شخص باشد یا خیر مصداق بارز توهین فحاشى به شخص به طور لفظى است. با این حال ممكن است شخصى به طور كتبى به دیگری الفاظى ركیك را نسبت داده باشد كه البته این امر به اثبات جرم توهین بیش از پیش كمك خواهد كرد.همانطور كه در ابتدا گفته شد رفتار توهین آمیز حتى ممكن است به شكل یك فعل باشد مثلا شخصى با ادا درآوردن و نشان دادن رفتارهایى از خود، عملا به شخص دیگری توهین كند. نكته دیگر این است كه اصولا جرایم به دو دسته جرایم مقید و مطلق قابل تقسیم هستند. جرم مطلق عبارت از جرائمی هستند كه نیازی به نتیجه مجرمانه ندارند و توهین مصداقى از این دست جرایم است یعنى صرف اظهار الفاظ یا اعمال توهین آمیز منجر به وقوع چنین جرمى خواهد شد. اعم از اینكه واقعا حیثیت مخاطب لكه دار شده یا نشده باشد. در مقابل بسیاری از جرایم محقق نشود مگر اینكه قانونا نتیجه ای از آن جرم حاصل شده باشد به عنوان مثال جرم قتل نمونه بارز جرایم مقید است یعنى جرم قتل عمدی مقید به نتیجه مجرمانه مرگ قربانى جرم است.

 

جرم توهین دارای اقسامی است

 

توهین ساده عبارت است از اهانتی که با وجود دارا بودن وصف مجرمانه از هیچ کیفیت مشدده ای برخوردار نیست. این جرم در ماده 608 بخش تعزیرات قانون مجازات اسلامی مصوب 1375 پیش بینی شده است که مقرر میدارد: «توهین به افراد از قبیل فحاشی و استعمال الفاظ رکیک، چنانچه موجب حد قذف نباشد، به مجازات شلاق تا 74 ضربه و یا پنجاه هزار تا یک میلیون ریال جزای نقدی خواهد بود.»

توهین مشدد نیز مواردی است که قانونگذار به دلیل مشخصی، برای مرتکب مجازات بیشتری تعیین کرده است مثل توهین مشدد به اعتبار مقام و شخصیت کسی که مورد اهانت قرار گرفته است.

 

 

گاهی توهین به اعتبار نحوه ارتکاب جرم، مشدد می شود مانند ماده 700 قانون فوق که مقرر داشته هر کس با نظم یا نثر به صورت کتبی یا شفاهی کسی را هجو کند یا هجویه منتشر کند به حبس از یک تا شش ماه محکوم می شود

 

اهانت به حضرت امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری در ماده 514 این قانون یا توهین به رؤسای سه قوه یا معاونان رییس جمهوری یا وزرا یا یکی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی یا نمایندگان مجلس خبرگان یا اعضای شورای نگهبان یا قضات که در ماده 609 قانون مجازات اسلامی مصوب 1375 آمده است، از مصادیق توهین مشدد است. همچنین گاهی توهین به اعتبار نحوه ارتکاب جرم، مشدد می شود مانند ماده 700 قانون فوق که مقرر داشته هر کس با نظم یا نثر به صورت کتبی یا شفاهی کسی را هجو کند یا هجویه منتشر کند به حبس از یک تا شش ماه محکوم می شود. گاه در قوانین مختلف توهین به برخی صاحبان حرفه ها و مشاغل خاص جرم شناخته شده است. برای مثال در ماده 20 لایحه قانونی استقلال کانون وکلای دادگستری، برای توهین به وکیل دادگستری در حین انجام وظیفه وکالتی یا به سبب آن مجازات حبس از پانزده روز تا سه ماه تعیین شده است.اما نحوه رسیدگی به جرم توهین چگونه است؟

 

آغاز اختلاف

 

در پرونده حاضر، شخصی به نام حسن... شکایتی را علیه فردی به هویت علی... در دادسرای عمومی و انقلاب محل وقوع جرم مطرح کرده است. شاکی پرونده به اتهام توهین و به کار بردن الفاظ رکیک علی مشتکی عنه شکایتی را تقدیم مرجع تعقیب کرده است. شاکی دعوا در شکواییه خود بیان کرده است که متهم دعوا بنا به مشکلات قبلی خانوادگی شاکی را در خیابان مشاهده و بابت اختلافات سابق به وی توهین و فحاشی کرده است. شاکی ادامه می دهد که با توجه به این که با اقدامات زشت متهم، حیثیت و شرافت خانوادگی وی پایمال شده است، به استناد قانون مجازات اسلامی تقاضای صدور حکم به محکومیت کیفری مشتکی عنه را به اتهام توهین و استفاده از الفاظ رکیک دارد.

 

تعقیب در دادسرا

 

شکواییه آقای حسن... به دادسرای عمومی و انقلاب حوزه ارتکابی جرم تقدیم می شود. پرونده اخیر پس از به ثبت رسیدن توسط معاونت ارجاع، به یکی از شعب از شعبه های بازپرسی دادسرا ارسال می شود. دفتردار پس از وصول شکواییه آن را ثبت و پرونده را برای ملاحظه محتویات آن نزد بازپرس محترم پرونده ارسال می کند. بازپرس پرونده نیز پس از بررسی محتویات پرونده طرح شده، دستور احضار دو طرف دعوای کیفری را به دفتردار خود می دهد. در ادامه احضاریه توسط مدیر دفتر شعبه بازپرسی تنظیم و برای دو طرف دعوای کیفری ارسال می شود. در روز رسیدگی در شعبه بازپرسی هر دو طرف دعوای کیفری حضور پیدا می کنند و شاکی پرونده شکایت مندرج در شکواییه خود را مجددا مطرح می کند. در مقابل، متهم نیز ارتکاب جرم توهین را از سوی خود نسبت به شاکی پرونده انکار می کند اماشاکی دعوا شاهدی را برای اثبات موضوع مجرمانه در جلسه رسیدگی دادسرا حاضر می کند. متهم پرونده نیز در دفاع با ذکر اینکه شاهد پرونده از شاگردهای مغازه شاکی است، وی را «جرح» می کند.

قبل از پرداختن به ادامه ماجرا باید اصطلاح جرح توضیح داده شود. جرح شاهد عبارت است از فقدان شرایط قانونی شاهد برای صلاحیت داشتن نسبت به ادای شهادت در مرجع قضایی. قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب سال 1378 در خصوص شرایط لازم برای شهادت شهود مقرر کرده است: «در مواردی که قاضی به شهادت شاهد به عنوان دلیل شرعی استناد می کند، لازم است شاهد دارای شرایط زیر باشد:

1- بلوغ. 2- عقل. 3- ایمان. 4- طهارت مولد. 5- عدالت. 6 - عدم وجود انتفاع شخصی برای شاهد یا رفع ضرر از وی. 7- عدم وجود دشمنی دنیوی بین شاهد و طرفین دعوا. 8- عدم اشتغال به تکدی گری ولگردی. تبصره 1- در مورد عداوت دنیوی. چنانچه شهادت شاهد به نفع طرف باشد پذیرفته می شود. تبصره 2- در حقوق الناس شهادت در صورتی پذیرفته خواهد بود که به دستور دادگاه صورت گیرد. تبصره 3- کسی که سابقه فسق یا اشتهار به فساد دارد، چنانچه به منظور ادای شهادت توبه کند تا احراز تغییر در اعمال او و اطمینان از صلاحیت و عدالت وی شهادتش پذیرفته نمی شود».

 

 

تفاوت توهین با افترا آن است که افترا نسبت دادن صریح عمل مجرمانه به غیر و متضمن اسناد و اخبار است اما در توهین، مرتکب قصد انشا و هتک حرمت دارد

 

به دلیل این ایراد شاکی، در نهایت بازپرس پرونده دلیل دیگری برای وقوع جرم از ناحیه مشتکی عنه نمی یابد و قرار منع تعقیب در پرونده فوق صادر می کند. در ادامه مدیر دفتر دادگاه پرونده را همراه با قرار منع تعقیب صادرشده از سوی بازپرس محترم پرونده برای تایید یا رد این نظر، به بخش دادیاری ارسال می کند. در ادامه دادیار اظهارنظر با بررسی محتویات پرونده و با توجه به فقدان دلیل کافی برای تعقیب متهم، با قرار منع تعقیب صادرشده از سوی بازپرس پرونده موافقت می کند و پرونده به شعبه بازپرسی بازگردانده می شود. پس از آن دفتردار شعبه بازپرسی قرار صادر و تایید شده منع تعقیب را برای شاکی و مشتکی عنه ارسال می کند.

شاکی پرونده از قرار صادره به دادگاه کیفری شکایت می کند. با ارسال پرونده به مجتمع قضایی، پرونده از سوی معاونت ارجاع به یکی از شعب دادگاه های کیفری ارسال می شود. قاضی دادگاه کیفری نیز پرونده را مطالعه می کند و دستور تعیین وقت جلسه رسیدگی را به دفتردار خود می دهد. زمان رسیدگی به شاکی و مشتکی عنه در قالب یک اخطاریه ارسال می شود. در روز جلسه رسیدگی هر دو نفر شاکی و مشتکی عنه در جلسه رسیدگی دادگاه حاضر می شوند. شاکی باز هم هیچ گونه دلیل و مدرکی مبنی بر اثبات ارتکاب عمل مجرمانه توهین و فحاشی از ناحیه مشتکی عنه به دادگاه محترم کیفری ارایه نمی کند.

 

رای دادگاه

 

در نهایت دادگاه کیفری ضمن ختم رسیدگی به پرونده فوق، رای خود را اعلام می کند.

 

تفاوت توهین و افترا

 

تفاوت توهین با افترا آن است که افترا نسبت دادن صریح عمل مجرمانه به غیر و متضمن اسناد و اخبار است اما در توهین، مرتکب قصد انشا و هتک حرمت دارد. پس اگر شخص به قصد انشا و هتک حرمت مثلا به کسى بگوید: «دزد»، مفتری محسوب نمى شود؛ زیرا منظور اسناددهنده توهین و تحقیر طرف اسناد بوده است ، نه اینکه در واقع او را به ارتکاب عمل دزدی متهم کند؛ همچنین است دادن نسبت های کلى و غیرصریح مانند جانى ، یا فاسق که فاقد صراحت کافى است و به نوع جرم منتسب اشاره ندارد. الته این اعمال ممکن است از مصادیق توهین محسوب شوند. نکته دیگر، ضرورت جرم بودن عمل انتسابى برای تحقق افتراست. در واقع، برای تحقق افترا، عمل اسناد داده شده باید فعل یا ترک فعلى باشد که در زمان اسناد در قانون ممنوع بوده و برای آن مجازات تعیین شده باشد، حال آنکه در توهین این گونه نیست.اگر مورد توهین قرار گرفتید... یکی از جرایم تعزیری در حقوق موضوعه ایران توهین است. در جرم توهین باید ابتدا دید كه منظور از این رفتار مجرمانه چیست. همچنین باید خاطر نشان ساخت كه رفتار توهین آمیز میتواند به صورت شفاهی یا كتبی یا عملی بروز پیدا كند . بعد از فهم معنای رفتار توهین آمیز٬ شایسته است انواع رفتارهای از این دست بیان شود. توهین عبارت است از رفتاری اعم از گفته یا نوشته یا هر فعلى كه با توجه به شخصیت مخاطب آن توهین باعث سلب و هتك حیثیت و حرمت شخص به طور معمول شود. اعم از اینكه توهین گفته شده منتسب به مخاطب باشد یا خیر. به عبارت دیگر توهین اعم از این است كه الفاظ آن جزو صفات واقعى شخص باشد یا خیر مصداق بارز توهین فحاشى به شخص به طور لفظى است. با این حال ممكن است شخصى به طور كتبى به دیگری الفاظى ركیك را نسبت داده باشد كه البته این امر به اثبات جرم توهین بیش از پیش كمك خواهد كرد.همانطور كه در ابتدا گفته شد رفتار توهین آمیز حتى ممكن است به شكل یك فعل باشد مثلا شخصى با ادا درآوردن و نشان دادن رفتارهایى از خود، عملا به شخص دیگری توهین كند. نكته دیگر این است كه اصولا جرایم به دو دسته جرایم مقید و مطلق قابل تقسیم هستند. جرم مطلق عبارت از جرائمی هستند كه نیازی به نتیجه مجرمانه ندارند و توهین مصداقى از این دست جرایم است یعنى صرف اظهار الفاظ یا اعمال توهین آمیز منجر به وقوع چنین جرمى خواهد شد. اعم از اینكه واقعا حیثیت مخاطب لكه دار شده یا نشده باشد. در مقابل بسیاری از جرایم محقق نشود مگر اینكه قانونا نتیجه ای از آن جرم حاصل شده باشد به عنوان مثال جرم قتل نمونه بارز جرایم مقید است یعنى جرم قتل عمدی مقید به نتیجه مجرمانه مرگ قربانى جرم است. جرم توهین دارای اقسامی است توهین ساده عبارت است از اهانتی که با وجود دارا بودن وصف مجرمانه از هیچ کیفیت مشدده ای برخوردار نیست. این جرم در ماده 608 بخش تعزیرات قانون مجازات اسلامی مصوب 1375 پیش بینی شده است که مقرر میدارد: «توهین به افراد از قبیل فحاشی و استعمال الفاظ رکیک، چنانچه موجب حد قذف نباشد، به مجازات شلاق تا 74 ضربه و یا پنجاه هزار تا یک میلیون ریال جزای نقدی خواهد بود.» توهین مشدد نیز مواردی است که قانونگذار به دلیل مشخصی، برای مرتکب مجازات بیشتری تعیین کرده است مثل توهین مشدد به اعتبار مقام و شخصیت کسی که مورد اهانت قرار گرفته است. گاهی توهین به اعتبار نحوه ارتکاب جرم، مشدد می شود مانند ماده 700 قانون فوق که مقرر داشته هر کس با نظم یا نثر به صورت کتبی یا شفاهی کسی را هجو کند یا هجویه منتشر کند به حبس از یک تا شش ماه محکوم می شود اهانت به حضرت امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری در ماده 514 این قانون یا توهین به رؤسای سه قوه یا معاونان رییس جمهوری یا وزرا یا یکی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی یا نمایندگان مجلس خبرگان یا اعضای شورای نگهبان یا قضات که در ماده 609 قانون مجازات اسلامی مصوب 1375 آمده است، از مصادیق توهین مشدد است. همچنین گاهی توهین به اعتبار نحوه ارتکاب جرم، مشدد می شود مانند ماده 700 قانون فوق که مقرر داشته هر کس با نظم یا نثر به صورت کتبی یا شفاهی کسی را هجو کند یا هجویه منتشر کند به حبس از یک تا شش ماه محکوم می شود. گاه در قوانین مختلف توهین به برخی صاحبان حرفه ها و مشاغل خاص جرم شناخته شده است. برای مثال در ماده 20 لایحه قانونی استقلال کانون وکلای دادگستری، برای توهین به وکیل دادگستری در حین انجام وظیفه وکالتی یا به سبب آن مجازات حبس از پانزده روز تا سه ماه تعیین شده است.اما نحوه رسیدگی به جرم توهین چگونه است؟ آغاز اختلاف در پرونده حاضر، شخصی به نام حسن... شکایتی را علیه فردی به هویت علی... در دادسرای عمومی و انقلاب محل وقوع جرم مطرح کرده است. شاکی پرونده به اتهام توهین و به کار بردن الفاظ رکیک علی مشتکی عنه شکایتی را تقدیم مرجع تعقیب کرده است. شاکی دعوا در شکواییه خود بیان کرده است که متهم دعوا بنا به مشکلات قبلی خانوادگی شاکی را در خیابان مشاهده و بابت اختلافات سابق به وی توهین و فحاشی کرده است. شاکی ادامه می دهد که با توجه به این که با اقدامات زشت متهم، حیثیت و شرافت خانوادگی وی پایمال شده است، به استناد قانون مجازات اسلامی تقاضای صدور حکم به محکومیت کیفری مشتکی عنه را به اتهام توهین و استفاده از الفاظ رکیک دارد. تعقیب در دادسرا شکواییه آقای حسن... به دادسرای عمومی و انقلاب حوزه ارتکابی جرم تقدیم می شود. پرونده اخیر پس از به ثبت رسیدن توسط معاونت ارجاع، به یکی از شعب از شعبه های بازپرسی دادسرا ارسال می شود. دفتردار پس از وصول شکواییه آن را ثبت و پرونده را برای ملاحظه محتویات آن نزد بازپرس محترم پرونده ارسال می کند. بازپرس پرونده نیز پس از بررسی محتویات پرونده طرح شده، دستور احضار دو طرف دعوای کیفری را به دفتردار خود می دهد. در ادامه احضاریه توسط مدیر دفتر شعبه بازپرسی تنظیم و برای دو طرف دعوای کیفری ارسال می شود. در روز رسیدگی در شعبه بازپرسی هر دو طرف دعوای کیفری حضور پیدا می کنند و شاکی پرونده شکایت مندرج در شکواییه خود را مجددا مطرح می کند. در مقابل، متهم نیز ارتکاب جرم توهین را از سوی خود نسبت به شاکی پرونده انکار می کند اماشاکی دعوا شاهدی را برای اثبات موضوع مجرمانه در جلسه رسیدگی دادسرا حاضر می کند. متهم پرونده نیز در دفاع با ذکر اینکه شاهد پرونده از شاگردهای مغازه شاکی است، وی را «جرح» می کند. قبل از پرداختن به ادامه ماجرا باید اصطلاح جرح توضیح داده شود. جرح شاهد عبارت است از فقدان شرایط قانونی شاهد برای صلاحیت داشتن نسبت به ادای شهادت در مرجع قضایی. قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب سال 1378 در خصوص شرایط لازم برای شهادت شهود مقرر کرده است: «در مواردی که قاضی به شهادت شاهد به عنوان دلیل شرعی استناد می کند، لازم است شاهد دارای شرایط زیر باشد: 1- بلوغ. 2- عقل. 3- ایمان. 4- طهارت مولد. 5- عدالت. 6 - عدم وجود انتفاع شخصی برای شاهد یا رفع ضرر از وی. 7- عدم وجود دشمنی دنیوی بین شاهد و طرفین دعوا. 8- عدم اشتغال به تکدی گری ولگردی. تبصره 1- در مورد عداوت دنیوی. چنانچه شهادت شاهد به نفع طرف باشد پذیرفته می شود. تبصره 2- در حقوق الناس شهادت در صورتی پذیرفته خواهد بود که به دستور دادگاه صورت گیرد. تبصره 3- کسی که سابقه فسق یا اشتهار به فساد دارد، چنانچه به منظور ادای شهادت توبه کند تا احراز تغییر در اعمال او و اطمینان از صلاحیت و عدالت وی شهادتش پذیرفته نمی شود». تفاوت توهین با افترا آن است که افترا نسبت دادن صریح عمل مجرمانه به غیر و متضمن اسناد و اخبار است اما در توهین، مرتکب قصد انشا و هتک حرمت دارد به دلیل این ایراد شاکی، در نهایت بازپرس پرونده دلیل دیگری برای وقوع جرم از ناحیه مشتکی عنه نمی یابد و قرار منع تعقیب در پرونده فوق صادر می کند. در ادامه مدیر دفتر دادگاه پرونده را همراه با قرار منع تعقیب صادرشده از سوی بازپرس محترم پرونده برای تایید یا رد این نظر، به بخش دادیاری ارسال می کند. در ادامه دادیار اظهارنظر با بررسی محتویات پرونده و با توجه به فقدان دلیل کافی برای تعقیب متهم، با قرار منع تعقیب صادرشده از سوی بازپرس پرونده موافقت می کند و پرونده به شعبه بازپرسی بازگردانده می شود. پس از آن دفتردار شعبه بازپرسی قرار صادر و تایید شده منع تعقیب را برای شاکی و مشتکی عنه ارسال می کند. شاکی پرونده از قرار صادره به دادگاه کیفری شکایت می کند. با ارسال پرونده به مجتمع قضایی، پرونده از سوی معاونت ارجاع به یکی از شعب دادگاه های کیفری ارسال می شود. قاضی دادگاه کیفری نیز پرونده را مطالعه می کند و دستور تعیین وقت جلسه رسیدگی را به دفتردار خود می دهد. زمان رسیدگی به شاکی و مشتکی عنه در قالب یک اخطاریه ارسال می شود. در روز جلسه رسیدگی هر دو نفر شاکی و مشتکی عنه در جلسه رسیدگی دادگاه حاضر می شوند. شاکی باز هم هیچ گونه دلیل و مدرکی مبنی بر اثبات ارتکاب عمل مجرمانه توهین و فحاشی از ناحیه مشتکی عنه به دادگاه محترم کیفری ارایه نمی کند. رای دادگاه در نهایت دادگاه کیفری ضمن ختم رسیدگی به پرونده فوق، رای خود را اعلام می کند. تفاوت توهین و افترا تفاوت توهین با افترا آن است که افترا نسبت دادن صریح عمل مجرمانه به غیر و متضمن اسناد و اخبار است اما در توهین، مرتکب قصد انشا و هتک حرمت دارد. پس اگر شخص به قصد انشا و هتک حرمت مثلا به کسى بگوید: «دزد»، مفتری محسوب نمى شود؛ زیرا منظور اسناددهنده توهین و تحقیر طرف اسناد بوده است ، نه اینکه در واقع او را به ارتکاب عمل دزدی متهم کند؛ همچنین است دادن نسبت های کلى و غیرصریح مانند جانى ، یا فاسق که فاقد صراحت کافى است و به نوع جرم منتسب اشاره ندارد. الته این اعمال ممکن است از مصادیق توهین محسوب شوند. نکته دیگر، ضرورت جرم بودن عمل انتسابى برای تحقق افتراست. در واقع، برای تحقق افترا، عمل اسناد داده شده باید فعل یا ترک فعلى باشد که در زمان اسناد در قانون ممنوع بوده و برای آن مجازات تعیین شده باشد، حال آنکه در توهین این گونه نیست.

 

 

 

تبیان

 

 

  جرایم(قانون جزا)